Photo 20180506 201930

آرزو ولیپور مدیرکل کتابخانه های عمومی استان مازندران که اینبار در کسوت یک فرزند شهید در جایگاه سخنران ایستاد با اعجاز کلامش استاندار غایب در این مراسم را خطاب قرار داد و گفت: امروز می خواستم به استاندار مازندران بگویم اینجا کجاست . امروز زمانی است که باید در قائمشهر شهری که 38 ستاره در آن درخشیدند با شما حدیث دل بگویم که پیام امروز است .

وی با بیان این مطلب که همیشه وقتی نام شهید به میان میاید صحبت از عشق این مردان آسمانی به نظام و ولایت و ارزش های اسلامی است گفت : دیدن این روی با ارزش از شهید بخشی از واقعیت های ارزشی آنهاست اما کامل نیست . من امروز و همیشه با تمام وجود برای تقدیر از همسران شهید قیام می کنم چرا که زخم زبانها و تازیانه هایی که همسران شهدا از برخی افراد خوردند آلامی جانکاه است .

آرزو ولیپور به نکوهش برخی از خانواده ها خطاب به همسران شهید اشاره کرد و گفت : عده ای عشق به همسرانشان را بهانه کردند ومدام میگفتند: من به هیج وجه نمیگزارم همسرم به جبهه برود , من نمیخوام او بره و کشته بشه ، چون دختر کوچکم جانش به شوهرم بسته. شوهرم اگر چند روز بچه ها رو نبینه طاقت نمیاره ...اینها طعنه هایی است که گاهی از زبان افرادی که جنسشان عشق نیست مطرح میشد که امروز خطاب همان ادمها شهدای حرم است .

ارزو ولیپور عشق واقعی را در رابطه ی شهدا با همسر و فرزندانشان معرفی کرد و گفت وقتی دلت جایگاه خداوند شود و عشق زمینی به عشق الهی متصل شود میتوان مفهوم درست عاشقی را درک کرد

مدیرکل کتابخانه های عمومی استان تصریح کرد: چرا میگوییم شهید عاشق نبود ؟! چرا نمیگوییم شهید عاشق فرزندان وخانواده بود ؟!

آرزو ولیپور با بیان این مطلب که شهادت صرفا یک نگاه سیاسی نیست گفت : وقتی با نگاه یک مرد عاشق به شهید بنگریم شهد وصال شیرین تر از همیشه است .

این فرزند شهید با اشاره به اینکه گاها برخی از گفتن این سخنان او را نهی می کنند گفت: وقتی از سفر دو روزه برمی گردید حس و حال شما و فرزندانتان قابل لمس و توصیف است و این را نسلی باید بدانند که ما وظیفه خطیر روایت گری را برایشان بر عهده داریم.

ایشان اظهار داشت : باید همگان بدانند که این مردان عاشق خانواده بودند. شهید ولیپور 7 سال عاشق همسرش بود و بیان این حرف امروز که در جایگاه مدیرکلی قرار دارم برایم افتخار آمیز تر و گوارا تر است . شهیدان ما دل داشتند , عاشق بودند , همسران زیبا داشتند اما در مرحله ای از زندگی از همه دلبستگی هایشان دل کندند .

آرزو ولیپور فرزند اولین شهید معلم استان خاطرات حضور رزمندگان در جبهه ها را روایت کردو گفت: حاج منصور حاجیان نقل می کند که روزی در سنگر یکی از اشعار کودکانه من را برای پدر میخواند تا او راضی به برگشتن شود او نوستالژی های زیبایی از شعر خوانی من و مادرم را به یادش می اورد , پدر رویش را به سمت خاکریز کرد واشک می ریخت ولی راضی به برگشتن نشد و می گفت اگر چه ارزو وامید را دوست دارم ولی نباید جای خدا را در دل من تنگ کنندو امروز این جامعه باید بداند انان پدرترین پدر عاشق ترین عاشق بودند.

وی با اشاره به بخشی از وصیت نامه پدرش گفت: او مسیر زندگیش را از مدتها قبل انتخاب کرد و معلوم است که از سر استیصال و رسیدن به اب ونانی به جبهه نرفته است . شهادت مدیریت مرگ هست و انان برای انتخاب یک زندگی عاشقانه برنامه ریزی کردند.

وی به خطاب شهید ولیپور به همسرش در وصیتنامه به جا مانده از این شهید که اوج و عمق نگاهش بود اشاره کرد و گفت: جمله پایانی پدر در وصیت نامه اش این بود فدای تو , علی و روی تو خط کشید و نوشت ترا نمی بینم ولی از تو گذر کردم تا به خدا برسم