«مندر» روایت یک زنی است در عصر قجر، که شوهرش را دوست دارد. اما از خشونت­‌های رفتارهای او آسیب جسمی و روحی دیده است. مستاصل از همه جا با بدن زخمی به گرمابه می­‌رود. زنی در گرمابه راه حل را به او می­‌گوید اما این راه حل چندان راه حل معقولی به نظر نمی‌­رسد.
 
از نظر زمان
اثر در زمانی حدود اواخر قاجار و اوایل پهلوی روایت می­‌شود زمانی که برای نخستین بار زنان مایل به داشتن هویت اجتماعی و حضور در جامعه شدند اما این شکل حضور همچنان زیر سایه­ سیاه نظام مردسالاری بود، زنان ابتدا باید حقوق انسانی خود را پیدا می­‌کردند این روایت بازگشتی به اولین تلاش‌­های زنان است با نگاهی روان­شناختی به مردان و گذشته­ آنان. بازه­ زمانی در داستان محدود همراه با پرش­‌های ذهنی به گذشته است. گذشته‌­ای که ریشه­‌های خشونت را در مردان به­ وجود آورده است.

از نظر مکان
مکان­ اصلی روایت، خانه است اما این خانه جایگاه امنی برای آسیه شخصیت اصلی داستان نیست زیرا در آغاز داستان او ترسیده، برهنه و زخمی از خانه به خیابان پناه می‌برد. مکان دومی که در داستان با آن روبه‌­رو می­‌شویم گرمابه است که همواره در فرهنگ ایرانی مکانی مناسب است برای اتفاقات ماوراءالطبیعه اما از مکان‌­های دیگر داستان خانه­ ننه­ دعاست که سقف ندارد و هول و ولای داستان را بیش­تر می­‌کند. در پایان داستان زیرزمین خانه مکانی است که مجتبی با آن به ضمیر ناخودآگاه خود و کودکی از دست رفته‌­اش برمی‌­گردد و خشم فروخورده­ خود را پیدا می­‌کند و آن را درمان می­‌کند.

از نظر شخصیت و شخصیت­‌پردازی
کاراکترهای داستان همگی تیپ هستند و نویسنده قصد تبدیل کردن به شخصیت را نداشته است. این را می‌­شود از خصوصیات کاراکترها  آسیه، مجتبی، ننه دعا، مادر آسیه و زن دندان طلا که بعدها مادر شوهر آسیه می‌شود فهمید. ملیحه وفامهر آگاهانه و یا ناآگاهانه از لایه­ رویی آدم‌­ها رد نمی‌­شود و حتی در شخصیت مجتبی که به کودکی­‌اش باز می­‌گردد صرفا خاطره‌­ای از یک آرزوی ناکام را می­‌بینیم.
 
از نظر درونمایه
بیش­ترین اهمیت اثر در موضوعی است که به آن پرداخته. زن آسیب دیده نه به انتقام فکر می‌­کند نه به جدایی او هدفی جز آرامش ندارد و تمام خواسته‌­اش همین است ننه‌ ­دعا اسیر کردن و کشتن کبوتر سیاه را به او یاد می‌­دهد که به ­وسیله آن شوهرش می­‌تواند به خاطراتش برگردد کودکی از دست رفته‌­اش را پیدا کند. مجتبی به گذشته می­‌رود و مرور مردسالاری پدرش او را با خودش روبه­‌رو می­‌کند او خودش را می‌­بیند که در آستانه­ یک مسیر تکراری است. درون­مایه­ دیگر در داستان نمایش زنانی است که در جایگاه مظلوم قرارگرفته‌­اند و بستر خشونت را خودشان مهیا می­‌کنند و افرادی که سرکشی می­‌کنند را به تمسخر می‌­گیرند درمقابل خودشان برای فرار از این شرایط به خرافه و جادو پناه می‌برند و خشم و نفرت خود را با انتقام ارضا می‌­کنند.
 
مندر اثر ملیحه وفامهر روایتی زنانه است با نگاه به مردسالاری و ریشه­‌های آن در عین ­حال توجه به جامعه­ زنان که حمایتی از هم ندارند، حجم کم و سرعت پیش­رفت داستان کتاب را برای خواننده لذت­بخش می­‌کند و نمایی کلی‌ست از زندگی افرادی که عموما بخشی از زندگی آنان را در جامعه دیده‌­ایم.