کتاب «هنر رفتار با زنان» نوشته آرتور شوپنهاور از جمله منابع فلسفی است که مطالعه‌اش برای زنان ناخوشایند و باعث خشمگین‌شدنشان خواهد شد. کتابی که خشم زنان را برمی‌انگیزد به گزارش خبربانو، کتاب «هنر رفتار با زنان» نوشته آرتور شوپنهاور یکی از عناوین هشت‌گانه مجموعه «هنر…» از این فیلسوف است که توسط فرانکو وولپی استاد فلسفه و پژوهشگر ایتالیایی گردآوری و تدوین شده‌اند. البته خلافِ عنوان «هنر رفتار با زنان» این کتاب دربرگیرنده توصیه‌های شوپنهاور برای رفتار و چگونگی روبه‌روشدن با زنان نیست بلکه رساله‌ای در معرفی و تشریح شخصیت زنان و بیان کم و کاستی‌های وجودشان از دید یک فیلسوف بدبین و شکاک است.

در این کتاب با نویسنده‌ای مواجه‌ایم که معتقد است باید دارایی در دسترس زن‌ها را از گزند دیوانگی‌هایشان در امان نگه داشت، چون میل به اسراف و ولخرجی دارند. یا در دفترچه یادداشتش نوشته: مردان نیمی از زندگی‌شان را هرجایی‌اند و نیمی دیگر خروس؛ برای همین است که زنان بدل به موجوداتی اغفال‌شده و اغفال‌گر می‌شوند. مخاطبی که کتاب مورد نظر را به دست گرفته و قصد آغاز مطالعه آن را دارد باید بداند که قرار است نظریات فردی را بخواند که وجود نبوغ را در زنان مردود دانسته و آن را محال می‌داند. او در بهترین حالت ممکن، بر این باور است که ممکن است زنان استعداد داشته باشند. شوپنهاور بی‌عدالتی و تقلب را رایج‌ترین خطای زنان و دروغ‌گویی را عنصر اساسی ضمیرشان می‌داند و می‌گوید تصور این‌که زنان را در منصب قاضی دادگاه ببیند، باعث خنده آدم می‌شود. درست است که بین زنان، افراد ناعادل و متقلب وجود دارد، اما بین مردان نیز چنین افرادی کم نیستند و نمی‌توان صرف زن‌بودن را دلیلی برای متقلب‌بودن یک انسان دانست. این اولین اشتباهی که می‌توان به نوشته‌های شوپنهاور در کتاب «هنر رفتار با زنان» گرفت.

مطالعه و پژوهش در آرای شوپنهاور درباره زنان که در کتاب «هنر رفتار با زنان» گردآوری شده، برای زنان تلخ و گزنده، اما برای مردان احتمالاً در حکم خواندن کتابی طنز و گاهی جدی است. به‌هر حال این مطالعه و بررسی به معنی تائید نظریات نویسنده اثر نیست. اما به هر حال با توجه به اهمیت شوپنهاور بین فلاسفه غرب، بد نیست با این بخش از نظریات او هم آشنا شویم؛ هرچند که قبولشان نداشته باشیم.

مطالبی که شوپنهاور در کتاب «هنر رفتار با زنان» آورده، عموماً قابل دفاع نیستند و همان‌طور که نگارنده این مطلب و فرانکو وولپی عقیده دارند، حاصل نظریات مغرضانه و غیرعلمی هستند. مطالبی که شوپنهاور در این کتاب نوشته متاثر از خشمی هستند که او از زنان زندگی و دوران خود در سینه اندوخته و به غیر از معدود مواردی، نمی‌توان پشتوانه عقلی و منطقی برایشان پیدا کرد. با این‌حال، قرار نیست همه نظریات و مواضع یک اندیشمند صحیح و در حکم وحی منزل باشند. می‌توان کتاب نظریات شوپنهاور درباره زنان را مطالعه کرد تا با این وجه از زندگی فیلسوف مهمی، چون او آشنا شد.