13971005000384 Test PhotoN

سارا جلوداریان دانشجوی سال آخر مقطع دکترای رشته کشاورزی- باغبانی دانشگاه علوم و تحقیقات که روز گذشته پیش از بروز حادثه اتوبوس از آن پیاده شد، اما در نهایت ۱۰ دانشجو بر اثرواژگونی اتوبوس جان باختند، شعری را برای دوستان دانشجوی خود سروده است.

«دوست»

بهار مرده، صدا مرده، آسمان  مرده

در ابتدای سفر، ماه داستان مرده  

بهار مرده و باران شدید می‌گرید:

به آن عزیزترینی که ناگهان مرده

بگو به خاک، به این خاک شخم خورده خیس

امیدوار نشو، چونکه باغبان مرده

برای حافظ شیراز، تسلیت بفرست

خبر بده به سمن‌ها که ارغوان مرده

نشسته گرد یتیمی و غم  به چهره روز

به این دلیل که خورشید مهربان مرده

چنانکه مرثیه خوانان به سینه می‌کوبند

غرور سبز سپیدار، بی گمان مرده

در این مصاف، چه انگیزه‌ای؟ چه پاداشی؟

کنون که بی کس و مظلوم، قهرمان مرده

نه طاقت گله مانده، نه استطاعت اشک

به یک دقیقه، به یک آن، قرار جان مرده

بدا به حال دل خون مادران، پدران ...

بدا به ما که رفیق شفیقمان مرده ...

تو را  به حضرت معشوق می‌سپارم، دوست !

نگو که عشق در این دوره و زمان مرده