13951120102943349941814

«دختر شینا» نوشته بهناز ضرابی‌زاده داستان زندگی شادروان قدم‌خیر محمدی کنعان است که از سوی انتشارات سوره مهر به چاپ رسیده است. این اثر از دوران کودکی راوی یعنی زمانی که او فرزند «حاج‌آقا» در روستای قایش رزن زندگی می‌کرد تا زمان شهادت همسرش، شهید حاج ستار را روایت می‌کند. محمدی در این کتاب هم به لحظات شیرین و هم به دوری‌های تلخ همسرش از خانواده اشاره می‌کند.

چاپ 90 این اثر که در سال‌های گذشته به عنوان یکی از آثار پرمخاطب در حوزه خاطرات دفاع مقدس مطرح است، اخیراً از سوی انتشارات سوره مهر روانه بازار کتاب شده است.

«دختر شینا» یکی از هزاران روایت ناگفته همسران شهدا است؛ همسرانی که با تمام وجود تلاش کردند تا ضمن حفظ کانون خانواده خود، پشتیبان و مایه دلگرمی همسرانشان باشند. در بخش‌های پایانی این اثر می‌خوانیم: ««... کمی بعد با پنج بچه قد و نیم‌قد نشسته بودم سرخاکش باورم نمی‌شد صمد آن زیر باشد؛ زیر یک خروار خاک. هر کاری کردم بگذارند کمی کنارش بنشینم. نگذاشتند. دستم را گرفتند و سوار ماشین کردند. وقتی برگشتیم، خانه پر از مهمان بود. دوستانش می‌آمدند. از خاطراتشان با صمد می‌گفتند. هیچکس را نمی‌دیدم هیچ صدایی نمی‌شنیدم. باورم نمی‌شد صمد من آن کسی باشد که آن‌ها می‌گفتند. دلم می‌خواست سریعتر همه بروند. خانه خالی بشود. من بمانم و بچه‌ها. مهدی را بغل کنم. زهرا را ببوسم. موهای خدیجه را ببافم. معصومه را روی پاهایم بنشانم. در گوش سمیه لالایی بخوانم. بچه هایم را بو کنم. آن‌ها بوی صمد را می‌دادند. هر کدامشان نشانی از صمد توی صورتشان داشتند. همه رفتند تنها شدم. تنها ماندم. تنها ماندیم. مهدی سه ساله مرد خانه ما شد...».